معمای سفره "هفت سين"
ناصر منظوری
برکتلردن يئددیسين قويماق!
(از آنهايی که "برکت" به حساب میآيند هفتتايش را گذاشتن!)
آنچه که امروزه از طريق تفسيرهای غيرمعتبر از لحاظ تاريخی، مردم شناسی، فولکلورشناسی و اسطورهشناسی به عنوان هفتسين در جامعه معروف شده و در سر سفره تحويل سال گذاشته میشود نيز مطلبی است که بعدا مورد بحث قرار خواهد گرفت. با اين تفاوت که در اينجا بيشتر بحث واژگانی و زبانی خواهد شد ولی در آنجا از ديدگاه تفکر اسطورهای.در بحث از اصطلاح "هفت سين" لازم است که پسوند "-سين" در ترکی توضيح داده شود.همانگونه که همه زبانشناسان میدانند در پارهای از زبانها از جمله زبان لاتين، زبان يونانی، زبان روسی، زبان ترکی . . . اسم و صفت صرف میشود که به declension موسوم است.در ترکی، هنگامی که اسم يا صفت در وضعيت "رائی" (accusative) باشد _در صورتی که به مصوّت ختم شود_ پسوند "سين" خواهد گرفت، مثل: "آتاسين گؤردوم!" (پدرش را ديدم!) چون واژه "آتا" (پدر) به مصوّت ختم میشود پس در وضعيت "رائی" پسوند "ـ سين" گرفته است. از اين رو است که اين نمونه از واژهها که در پی میآيد نيز در همان وضعيت پسوند "ـ سين" خواهند گرفت: آتا، دده، باجی، اوجا، کؤلگه (سايه). . . به اين صورت: آتاسين، ددهسين، باجیسين، اوجاسين، کؤلگهسين. . .در مورد عددها نيز همينگونه است. عددهای ايکی (2)، آلتی (6، میشوند در وضعيت "رايی" پسوند "ـ سين" خواهد گرفت، مثل: ايکیسين _2سين (2ـتايش را)، آلتیسين _6سين (6ـتايش را)، يئددیسين _7سين (7ـتايش را)، اونايکیسين _12ـسين (12ـتايش را)، ييرمیسين _20ـسين (20ـتايش را)، اللیسين _50ـسين (50 ـتايش را). . .معمای سفرهی تحويل سالآنگونه که پارهای به اسم متخصص تلاش میکنند تا تفسير و توجيه کنند واقعا هم اين امر تبديل به يک چيستان شده. حال آنکه مسأله بسيار بسيار ساده است.به هنگام تحويل سال از تمامی برکتهای زندگی نمونهای را در سفره تحويل سال میگذارند تا اين برکتها از سال کهنه به سال نو منتقل شود و به اين ترتيب جريان زندگی ادامه يابد.اين برکتها عبارتند از:1. گؤی برکتی و آيدينليق (برکت آسمان و روشنايی)2. سو برکتی (برکت آب)3. يئر برکتی (برکت زمين)4. حئيوان برکتی (برکت حيوانی)5. آغاج برکتی (برکت درخت)6. آلـوئر برکتی (برکت داد و ستد)7. گؤيهرمک برکتی (برکت رويش _از سال کهنه به سال نو)همانطور که ملاحظه میشود از "گؤی" (آسمان) شروع شده و به "گؤيهرمک" (روييدن) (گؤی [آسمان]، ار [دارای حرکت]، مک [علامت مصدر] _به سوی آسمان حرکت کردن) ختم میگردد!1. "قرآن" و "آينا" (آينه) به عنوان برکت آسمانی و روشنايی (که آن هم از آسمان است). واژههای "آينا" و "آيدينليق" با "آی" (ماه) مرتبطند و نام ديگر آينه يعنی "گوٍزگو" با مجموعه واژگانی "گوٍن" (خورشيد) مرتبط است.(قبل از اسبابکشی بهخانهی جديد نيز اول قرآن و آينه برده میشود.)2. سو (آب). به عنوان برکت آب. علاوه بر خود آب در جايی که ماهی هست با گذاشتن ماهی (قرمز که رنگ مبارک است) به عنوان برکت آب. حالا هم که خوردن ماهی در شب عيد همهگير شده (بهرهمندی از برکت آب!)3. قوْوورغا (گندم و عدسِ برشته _قرمزگون به نشانهی مبارکی و رد نحوست زمستان) به عنوان برکت خاک و زمين، در جاهايی نيز سمنو.4. بويانميش يومورتا (تخم مرغ رنگ شده با پوست پياز _رنگ قرمز, رنگ مبارک_ به نشانهی رد نحوست زمستان) به عنوان برکت حيوانی.5. آلما، ايـيْده. . . (سيب، سنجد. . . به رنگ قرمز _رنگ مبارک_ و به نشانهی رد نحوست زمستان) ("آلما" داستان خود را نيز دارد که بحث شده) به عنوان برکت سردرختی.6. سيککه (سکّه) به عنوان برکت داد و ستد.7. گؤيهرتی (روييدنی). سبزی رويانده شده به عنوان سمبل انتقال زايش و رويش از سال کهنه به سال نو.اکنون ببينيم با اين هفت مورد چکار میکنند.درآغاز سال بايد تک-تک افراد از همه اين موارد استفاده کنند تا برکت به وجودشان منتقل گردد.1. قرآن را میخوانند و در آينه نگاه میکنند.2. قبل از تحويل سال دستهجمعی سوره "ياسين" را میخواندند و به سوی آب فوت میکردند. بعد از تحويل سال از آن آب می نوشيدند. در ضمن، خوردن ماهی در شب عيد خود بهرهمندی از برکت آب است که البته در قديم همه جا امکانپذير نبود.(توضيح: اين کار به صورت جمعی در ساعتی قبل از تحويل سال، در خانه و يا محلی که برای تحويل جمع میشدند صورت می گرفت.)3. گندم، عدس و . . . را برشته میکنند و پس از تحويل سال میخورند. در جاهايی که سمنو رسم باشد نيز باخوردن از سمنو، در واقع، برکت خاک را به وجود خود منتقل میکنند.4. با قراردادن تخم مرغ پخته در سفره و خوردن آن پس از تحويل سال در واقع از برکت حيوانی بهرهمند شده برکت آن را به خود منتقل میسازند.5. قراردادن ميوههايی از قبيل سيب و سنجد و. . . (آنهايی که تا آن زمان شادابی خود را حفظ میکنند.) با خوردن آنها در واقع از برکت درخت بهرهمند میشوند.6. با قراردادن سکّه در سفره و سپس حفظ آن در طول سال (شايد هم در جيب) در واقع برکت داد و ستد را به خود منتقل میکنند.7. روياندن و سبز کردن سبزه، گذاشتن آن در سفره و در نهايت انداختن آن به صحرا سمبلی است از انتقال و استمرار رويش از سال کهنه به سال جديد.
برکتلردن يئدديسين قويماق!
(از برکتها هفتايش را گذاشتن!)
به اين ترتيب برکت از سال کهنه به سال نو منتقل شده و در نتيجه تداوم میيابد. و اين يک تفکر اسطورهای است که ضمنا منطق عينی، واقعی و رئاليستی خود را نيز در خود دارد. من يکی که منطق "سرکه" و "سماق" و. . . را نفهميدم _که چيزی جز سر از تفکر خرافهای در آوردن چيز ديگری نيست، آن هم به کمک برخی از اساتيد دانشگاه.
حال، ببينيم، اگر کسانی اينهمه برکت را نداشتند چکار میکردند.
به شکرانه اين تداوم، از هر خانهای بشقابی از اين برکتهای داشته خود را میآوردند. درجايی آنها را رویهم میريختند و قاطی میکردند. پس از آن، هرکسی يک بشقاب از آن مخلوط برمیداشت و به خانهی خود میبرد.
به اين سهمی که هرکس بر میداشت و به خانه خود میبرد "جمع پايی" (سهم از جمع) گفته میشد و برکت آن بسيار حرمت داشت. به گونهای که اگر آن موقع کسی از اعضای خانواده در خانه حضور نمیداشت (از قبيل غربت رفتن، در سربازی بودن) سهم او را از آن "جمع پايی" نگه میداشتند.
با اين عمل زيبا نه تنها کسانی که "ندار" بودند نيز سهمی میبردند تا تمامی برکتها را به سال نو منتقل کنند بلکه برکت جمعی نيز ارج نهاده میشد. مردم نيز, ضمن حفظ عزت نفس، احساس يگانگی میکردند.
اين سفره با اين نمادهای مادی و معنوی به همراه انسانهايی که دور آن مینشستند واقعیتر از آن میزيستند که به خرافات آلوده باشند _حداقل اينکه خرافهی جمعی وجود نداشت. آرزوی آنها نيز در دعای تحويلشان متبلور بود: "يا مقلّب القلوب. . . حوِّل حالنا الی احسن الحال!"
برکتلردن يئدديسين قويماق!
(از برکتها هفتايش را گذاشتن!)
"ديل دوزون دئيهر!" (راست و درستش را زبان میگويد) "ديل دوٍز دئيهر!" (حرف راست را زبان میزند!)
اينها گفتههای مردم عادی است. زمانی که کسی حرفی را میزند ولی ناخواسته در زبانش کلمهی ديگری جاری میشود شنونده گفته های بالا را میگويد. يعنی: "درستش آنی است که ناخواسته از زبانت پريد."
در تحقيقات نيز راست و درستش را خود زبان در خود نهفته دارد و مدرک اصلی اينجاست، نه تفسيرهای غير علمی.
"ديل دوٍز دئيهر!"