كج انديشي وفساد اخلاقي درشاهنامه و فردوسي
چنگيز تيمورلو
cengizteymurlu@yahoo.com
دراين مقاله كلا از منابع كتابهاي فارس زبانان استفاده شده است و اميد آن ميرود كه زاويه ديد جديدي براي شناخت فرهنگ فارسستان باشد.
فردوسي كيست!؟
در منابع مختلف اسم فردوسي به صورت حسن بن منصور و حسن بن علي وحسن بن اسحاق آمده است.علت معلوم نبودن اسم پدرفردوسي براي ما روشن كننده بعضي حقايق ميباشد. اكثر كساني كه اسم پدر فردوسي را با نامهاي مختلف نوشته اند از شهر توس و شهرهاي نزديك توس بوده اند و به نحوي اسم او را از نزديكان و آشنايان فردوسي سوال كرده اند .بدين ترتيب معلوم ميشود كه در شهر توس بر سر نام پدر فردوسي متفق القول نبوده اند و در اصل اين مساله قابل تامل است.
در همه منابع تاريخي بر فقير و بيچيز بودن فردوسي تاكيد شده است.با توجه به اينكه وی سرودن شاهنامه را در ۴۰ سالگي شروع كرده است ميتوان نتيجه گرفت كه اين فرد تا ۴۰ سالگي شغل و پيشه ای نداشته و فردی بيكار بوده است.هيچ جا در مورد كشاورزي و چوپاني و تجارت فردوسي كلمه اي نوشته نشده است. بدين جهت فردوسي شغلي را برگزيد كه هميشه دست به سينه جلوي اربابان وحاكمان باشد تا با مدح و ستايش آنها و با چاپلوسي نان شب خود را بدست بياورد.
ريش سفيدان شهر توس به دفعات فردوسي را از شهر بيرون رانده بودند، حتي به هنگام مرگ نيز جنازه او را به قبرستان شهر راه ندادند و نعش وی در نهايت در باغ حياط دخترش مدفون شد.
شاهنامه چيست؟
كتابي كه از لحاظ اجتماعي وانساني بي محتوا است و از نظر علمي و تاريخي نيز بدون منبع است و سنديت ندارد.از نظر اجتماعي فقط صد بيت شعر از فردوسي موجود است كه آن هم شكايت شاعر از مردم و پادشاه است كه به وي آب و غذا نميدادند.
اكثر شاعران هم عصر فردوسي دروغ گو و ياوه گوئې او را نوشته اند.از آن جمله شاعر معروف همان دوره فرخي سيستاني ،مصراع زير را گفته است : گفتا كه شاهنامه دروغ است سربسر.
فريد الدين عطار نيشابوري در كتاب اسرارنامه نوشته است : چون فردوسي فقط در مدح حاكمان عمر سپري كرده است ،خواندن شاهنامه براي هر فرد عاقلي بدعت و ضلالت است.
معزي نيشابوري ميگويد :
من عجب دارم زفردوسي كه تا چندان دروغ از كجا آورد و بيهوده چرا گفت اين سمر
شاعر انوري ،در ابياتي ناقص العقل بودن فردوسي و پست بودن شاهنامه را چنان بر زبان آورده است:
در كمال بوعلي نقصان فردوسي نگر هر كجا آمد شفا شهنامه گو هرگز مباش
از محققان معاصر نيز احمد شاملو بر شاهنامه ايراد گرفته است.
دكتر حسين فيض اللهي ،شاهنامه را غير علمي ،دروغ و اشاعه دهنده مفاسد اخلاقي و خانوادگي بيان كرده است
سلطان محمود غزنوي خطاب به فردوسي گفته است : شاهنامه تو چيزي نيست كه ،يك قاطرچي در ارتش من از صد رستم دستان تو پهلوانتر است.
از بيتهاي مشهور شاهنامه :
اگر سر بسر تن به كشتن دهيم از آن به كه كشور به دشمن دهيم
،حرف فردوسي يا شاهنامه نيست و اين جملات را مردم توران به پادشاه خودشان افراسياب گفته اند .در شاهنامه بخش كامل اين بيت چنين است :
چنين گفت لشكر به افراسياب كه چندين سر از جنگ رستم متاب
نه كيخسرو آباد ماند نه گنج نداريم از اين جنگ كردن به رنج
اگر سر بسر تن به كشتن دهيم از آن به كه كشور به دشمن دهيم
خانواده در شاهنامه :
در شاهنامه هر كجا سخن از خانواده است به وفور ميبينيم كه پدر با دختر خود يا پسر با خواهر خود ازدواج ميكند.و يا اينكه هر وقت از زن صحبت ميشود ،كاملا خاﺌن به شوهرش نشان داده ميشود.براي نمونه ابيات زير را ميخوانيم :
زنان مهتران و نامداران بزرگان جهان و كامداران
اگر چه شوي نامبردار دارند نهاني ديگري را يار دارند
در جاهاي ديگر شاهنامه تاكيد ميشود كه ،اگر در فارسستان خانواده اي دو بچه داشته باشد،هر كدام از يك پدر است .درابيات زير فردي به نام شهرو ۳۲ بچه دارد ولي پدر همه آنها فرق ميكند :
بچه بودست شهرو را سي و اند نزادست او از يك شوهر دو فرزند
يكايك را زنا شايست زاده به دايه دايگاني شير داده
در داستان ديگرشاهنامه ،بهمن پادشاه فارسستان به دختر خودش به نام هما عاشق ميشود و هما از بهمن پسري به دنيا مي آورد كه نامش را دارا ميگذارند و بعد نيز پادشاه ميشود.در اين رابطه ابيات زير را ميخوانيم :
يكي دخترش بود نامش هماي هنرمند وبا دانش و پاكراي
همي خواندي وراچهرزاد زگيتي پديددار او بود شاد
هماي دل افروز تابنده ماه چنان بود و آبستن آمد زشاه
تحقيقات نشان ميدهد، ۳۲ مورد روابط زنان و مردان در شاهنامه اشاره شده است كه ۹ مورد آن با عرف معمولي بوده است و۱۱ مورد آن تصاحب زنان و دختران دهقانان و كارگوان بوده است.۶ مورد ازدواج پدر با دختر ،پسر با خواهر يا مادرش بوده است.۶ مورد ديگر آن نيز خيانت زن به شوهرش بوده است.با توجه به آمار فوق نتيجه ميگيريم كه در فارسيان قديم ۸۲% مساله ازدواج غير اخلاقي و توام با وحشيت بوده است.
جاي دقيق دفن شدن فردوسي معلوم نيست. قبر فعلي در سال ۱۳۴۳ توسط تعدادي فارس صفت بنا گرديد .محمد علي فروغي و حسن تقي زاده در راس آنها بودند.و در سال ۱۳۴۷ اين بنا تعمير و تجديد شد
منابع و ماخذ:
تاريخ ادبيات ايران ،ذبيح الله صفا ،جلد اول*
اسرارنامه فريد الدين عطار نيشابوري*
*ويس و رامين ،فخرالدين اسعد گرگاني
*بر چكاد شاهنامه،محمد روايي ،تهران ۱۳۸۰
ديباچه شاهنامه ،مول ژول ،تهران ۱۳۶۹